کاف

نوشته های یک کاف بیگانه

کاف

نوشته های یک کاف بیگانه

سلام خوش آمدید

تو این دوهفته روند روحی رو به رشدی داشتم و در وضعیت روحی مناسبی به سر میبرم.

اما متاسفانه حال فیزیکی جالبی ندارم و دارم سردردهای جدیدی رو تجربه می کنم.

الانی که دارم مینویسم 7:55 دقیقه صبح است و من اومدم کتابخونه دانشگاه.

دیشب ۳ ساعت خوابیدم و الان سر درد خیلی بدی دارم که باعث شده  دل دماغ انجام کارها ازم گرقته بشه.

  • ۰ نظر
  • ۲۵ فروردين ۰۳ ، ۰۸:۲۲
  • یک کاف

سال جدید اومده و من هنوز آدم قبلی هستم.

از این بابت باکی ندارم. 

  • ۰ نظر
  • ۱۸ فروردين ۰۳ ، ۲۱:۴۳
  • یک کاف

هیچ ایده ای برای پردازش ندارم

پایان فصل سوم

  • ۱ نظر
  • ۱۲ فروردين ۰۳ ، ۰۱:۴۰
  • یک کاف

ما ادامه داریم فعلا.

اتفاق شوکه کننده نیفتاده و همچیز به زودی تحت کنترل میشه.

نمیدونم

کامنت ها منو ذوق زده میکنن

  • ۵ نظر
  • ۰۸ فروردين ۰۳ ، ۰۱:۰۹
  • یک کاف

از آخرین باری که طولانی نوشتم زمان زیادی میگذره. پس باید برای ترشح این افکار پوچ دست به کار بشم..!

امشب تنها بودم و خواهرزاده رو آوردم که کنارم باشه.

لباساش رو خیس کرد و من شلوارکمو بهش دادم که  علاوه بر شلوار به عنوان لباس هم داره ازش استفاده میکنه..

  • ۱ نظر
  • ۲۷ اسفند ۰۲ ، ۲۳:۴۱
  • یک کاف

خرسند و خوشحال هستم که دوباره به چرخه ثبات برگشته ام.

چرخه پیشرفتی که حداقل ۲۰ روز ادامه پیدا خواهد کرد!

بوی عید به دماغم خورده و من به سال های ۹۵-۹۶ پرت  شدم و به طرز عجیبی حس و حال خوب و پر انگیزه ای رو در این انبوه ناراحتی دارم تجربه میکنم.

  • ۰ نظر
  • ۲۶ اسفند ۰۲ ، ۰۰:۱۱
  • یک کاف

آغاز فصل سوم 

فصل سوم رو شروع می کنیم 

هدف فصل سوم: مدیریت استرس، خونسردی و عمل گرایی

مدت زمان : ده روز..

یک بیت شعر به من هدیه بدید تا توی دفترم بنویسم.

  • ۲ نظر
  • ۱۹ اسفند ۰۲ ، ۲۳:۳۲
  • یک کاف

هیچ چیز مثل قبل نمیشه و من علیرضای جدیدی نمیشم

تلاش ها فایده ای نداره؛

پایان فصل دوم.

  • ۱ نظر
  • ۱۳ اسفند ۰۲ ، ۲۱:۲۹
  • یک کاف

همیشه آخر سال برام سبک و با خاطره خوش تموم میشد.

اما امسال اسفند طی فشار عجیبی هستم.

یکم تونستم کنترل بکنم و از استرسم کاهش بدم.

من واقعا به این استرس ها نیاز داشتم که همه چیز رو خوب جمع و جور کنم اما الان این استرس ها زیادی شده و دارم ضربه می بینم.

وقتش هست برگردم به ورژن 1399 و این فشار رو به سخره بگیرم.

من میتونم

پس باید الان بجنگم برای خونسردی!

تهش اتفاقی نمی افته، چون من خیلی خوب قبلا اینارو جمع کردم!

  • ۱ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۲ ، ۰۰:۳۶
  • یک کاف

یهویی تمام من فروریخت!

تمامی فشار ممکن رو دارم تجربه میکنم.

پس از آبان، الان دارم لحظات پر استرس رو تحمل میکنم!

  • ۱ نظر
  • ۰۹ اسفند ۰۲ ، ۱۷:۱۸
  • یک کاف
طبقه بندی موضوعی